آنتروپیک، یک تناقض در قلب درهٔ سیلیکُن

شرکتی را تصور کنید که بر پایهٔ یک نگرانی بنا شده است: اینکه فناوری‌ای که خودش می‌سازد می‌تواند بشریت را تهدید کند. حالا همان شرکت، پنج سال پس از تأسیس، با ارزش‌گذاری نزدیک به هزار میلیارد دلار، گران‌ترین استارتاپ هوش مصنوعی جهان شده، پروندهٔ عرضهٔ اولیهٔ سهامش را نزد نهاد بورس آمریکا ثبت کرده، و هم‌زمان ابایی ندارد وارد یک نبرد علنی و بی‌سابقه با وزارت دفاع ایالات متحده شود. نبردی که در آن، دولت آمریکا این شرکت آمریکایی را «خطر زنجیرهٔ تأمین دفاعی» نامیده؛ برچسبی که تا پیش از آن فقط برای شرکت‌هایی مانند هوآوی چین به کار می‌رفت.

این شرکت آنتروپیک (Anthropic) است، سازندهٔ خانوادهٔ مدل‌های هوش مصنوعی کلاد (Claude). داستان آنتروپیک صرفاً داستان یک استارتاپ موفق نیست. داستان یک بحث بنیادین دربارهٔ آینده است: آیا ایمنی، ترمزی بر سر راه پیشرفت هوش مصنوعی است، یا تنها راه بقای انسان‌ها در برابر آن؟ و مهم‌تر از آن برای مخاطب ایرانی و جهانی: شرکتی که فناوری‌اش امروز در شبکه‌های طبقه‌بندی‌شدهٔ نظامی آمریکا، در تحلیل اطلاعاتی و به‌گفتهٔ برخی گزارش‌ها در شناسایی اهداف جنگی به کار می‌رود، چگونه ادعای «ایمنی» و «خیر بشریت» را با این کاربردها آشتی می‌دهد؟

این گزارش، از صفر تا صد، به این شرکت می‌پردازد: از پیدایش آن در دل یک انشعاب اخلاقی، تا فلسفهٔ بنیان‌گذارش، پول‌های نجومی پشت آن، پیوندهایش با ساختار قدرت آمریکا، و جنجال‌هایی که آن را فراگرفته‌اند.

ادامه مطلب

امپراتوری مداری، اسپیس‌ایکس، از آستانهٔ ورشکستگی تا قلب تپندهٔ قدرت آمریکا

دوازدهم ژوئن ۲۰۲۶، زنگ آغاز معاملات بازار نزدَک با نمادی نواخته شد که تا همین چند سال پیش تصورش هم دشوار بود: SPCX. اسپیس‌ایکس در بزرگ‌ترین عرضهٔ اولیهٔ سهام تاریخ وال‌استریت، حدود ۸۵.۷ میلیارد دلار سرمایه جذب کرد و در همان روز نخست، ارزش بازارش از ۲ تریلیون دلار گذشت، بالاتر از تسلا و در قامت غول‌هایی چون آمازون و مایکروسافت. ایلان ماسک با این عرضه سهام به نخستین «تریلیونر» تاریخ بدل شد و ارزش شرکت در اوج خود در ژوئن، تا حدود ۲.۶ تریلیون دلار بالا رفت. هرچند در روزهای بعد با نوسان شدید عقب نشست.

اما اهمیت این رویداد در اعداد نیست. اهمیتش در چیزی است که سرمایه‌گذاران خریدند: نه صرفاً یک شرکت موشک‌سازی، بلکه ترکیبی از چهار زیرساخت حیاتی قرن بیست‌ویکم زیر یک سقف: پرتاب فضایی، اینترنت ماهواره‌ای، شبکهٔ نظامی مداری، و از فوریهٔ ۲۰۲۶، هوش مصنوعی. برای فهم اینکه چطور یک شرکت به چنین جایگاهی رسید، باید به یک شکست تحقیرآمیز در مسکو بازگردیم.

ادامه مطلب

آندوریل، پالمر لاکی و صنعتی‌سازیِ جنگ هوشمند

روی میز کار پالمر لاکی در مقر شرکت آندوریل در کاستامیسای کالیفرنیا، یک تلفن قرمز قرار دارد؛ یک نمونهٔ اوریجینال از تلفن‌های شبکه فرماندهی هسته‌ای آمریکا که روزگاری به پناهگاه‌های زیرزمینی کوه‌های راکی متصل بود. لاکی این تلفن را پیش از تأسیس آندوریل خریده بود، زمانی که هنوز فقط به‌عنوان مخترع هِدسِت واقعیت مجازی آکیولس و مردی که به‌خاطر عقاید سیاسی‌اش از فیس‌بوک اخراج شد، شناخته می‌شد. امروز آن تلفن دیگر یک چیز تزئینی نیست؛ نمادی است از جایگاهی که این کارآفرین ۳۳ ساله در قلب ماشین جنگی آمریکا پیدا کرده است.

آندوریل در ۱۳ می ۲۰۲۶ با جذب ۵ میلیارد دلار سرمایه در دور تأمین مالی سری H، به ارزش‌گذاری ۶۱ میلیارد دلاری رسید، دو برابر ارزش یک سال قبل. درآمد شرکت در سال ۲۰۲۵ به ۲.۲ میلیارد دلار رسید و برای ۲۰۲۶ پیش‌بینی درآمد ۴.۳ میلیارد دلاری را دارد.

در کمتر از یک دهه، شرکتی که با ساخت برج‌های نظارتی برای مرز مکزیک کارش را شروع کرد، حالا در گفتگو با غول‌هایی مثل لاکهید مارتین (Lockheed Martin) و ریتیان (RTX) قرار گرفته و ارتش آمریکا قراردادی ده‌ساله با سقف ۲۰ میلیارد دلار با آن امضا کرده است.

اما اهمیت آندوریل در اعداد نیست. اهمیتش در این است که این شرکت دارد پاسخ آمریکا به یک پرسش وجودی را شکل می‌دهد: در عصری که جنگ اوکراین نشان داد پهپاد هزاردلاری می‌تواند تانک میلیون‌دلاری را نابود کند، ابرقدرتی که سامانه‌های تسلیحاتی‌اش گران، کند و کمیاب‌اند، چگونه باید در برابر چین، کرهٔ شمالی و ایران بازدارندگی ایجاد کند؟

ادامه مطلب

پالانتیر، سنگِ بینا و معماریِ نوینِ قدرتِ آمریکا

در ارباب حلقه‌های جی. آر. آر. تالکین، «پالانتیر» سنگِ بینایی است که هرکس در آن بنگرد می‌تواند مکان‌ها و رویدادهای دور را ببیند. ابزاری قدرتمند که در دستِ نادرست، بیننده را فریب می‌دهد و به بردگی می‌کشد. پیتر تیِل، سرمایه‌گذار جنجالیِ درهٔ سیلیکُن و یکی از بنیان‌گذاران پِی‌پال، همین نام را برای شرکتی برگزید که در سال ۲۰۰۳ آن را پایه‌گذاری کرد. وسواسِ تالکینیِ او تا امروز ادامه دارد: دفتر پالو آلتوی پالانتیر «شایر» نام دارد، مقرشان در ویرجینیا «ریوِندِل» و مقر دیگرشان در لندن «گرِی هِیوِنز».

انتخاب این نام برای کمپانی تصادفی نبود. پالانتیر از همان آغاز خود را نه یک استارتاپِ معمولی، بلکه ابزاری برای «دیدن» تعریف کرد. دیدنِ الگوهای پنهان شده در لابه‌لای انبوهِ داده‌های پراکنده‌ای که چشمِ انسان از تشخیصشان ناتوان است. پرسشِ اخلاقیِ نهفته در همان افسانه، اینکه «سنگِ بینا ابزار نجات است یا ابزار سلطه؟» دو دهه است سایه‌به‌سایهٔ این شرکت حرکت می‌کند.

ادامه مطلب